امروز سه شنبه 28 آبان 1398
amozesh-khanevadeh.cloob24.com
    0

    در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد. که در آن انسانها را به اجرای عدالت و دوری از ظلم (ظلم اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و.) فرمان می دهد، نمونه از این آیات کریمه عبارتند از:
    * «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات، و أنز لنا معهم الکتاب و المیزان، لیقوم الناس بالقسط؛ ما پیامبران را با دلیهای روشن فرستادیم، و به آنان کتاب و میزان دادیم، تا مردمان همه قسط را به پای دارند (و همه به بهره خود در زندگی برسند)» (حدید/ 25).
    * «یا قوم اعبدوا الله. فأوفوا الکیل والمیزان؛ ای مردم! خدا را بپرستید. و پیمانه و ترازو را پرو پیمان بدهید و بکشید (و از کم فروشی، احتکار، ایجاد تورم، گرانفروشی، و هر گونه روابط مالی و اقتصادی ظالمانه و ناسالم بپرهیزید!» (اعراف/ 85).
    * «اعدلوا! هو أقرب للتقوی؛ عدالت را اجرا کنید، که نزدیکترین راه دست یافتن به تقوی، اجرای عدالت است» (مائده/ 8).
    * «ان الله یأمر بالعدل و الاحسان؛ خداوند -بحتم- به اجرای عدالت و نشر احسان امر می کند» (نحل/ 90).
    * «و ما أنفقتم من شیء فهو یخلفه و هو خیر الرازقین؛ هرچه انفاق کنید (به دیگران بدهید و در راه هر اقدام خیری -فردی یا اجتماعی- به مصرف برسانید)، خداوند عوض آن را به شما خواهد داد؛ و او بهترین روزی دهندگان است» (سبا/ 39).
    * «ان الله لا یظلم الناس شیئنا و لکن الناس أنفسهم یظلمون؛ خداوند سر سوزنی یه مردم ظلم نمی کند، لیکن خود مردم به یکدیگر ظلم می کنند» (یونس/ 44).
    * «وسیعلم الذین ظلمو أی منقلب ینقلبون؛ کسانی که ظلم کردند، بزودی خواهند دانست که به چاه ویلی سرنگون خواهند شد» (شعرا/ 227).

    0

    به رغم وجود عوامل محدودکننده انسان مانند وراثت، طبیعت و جامعه انسان می تواند به اراده خود مسیر خویش را برگزیند و از حصار عوامل محدودکننده در اطراف خود بیرون آید؛ حتی این توانایی را پیدا می کند که سرنوشت جدیدی را برای جامعه و تاریخ خود رقم زند.

    برای نمونه: قرآن کریم، همسر فرعون و حضرت مریم را به عنوان الگوهایی برای مؤمنان ذکر می کند. آنان با وجود محیط ناسالم، طریق صلاح و رستگاری را برگزیدند.

    قرآن به تأثیرپذیری انسان از محیط و شرایط گوناگون اذعان دارد و به او نسبت به تأثیرات آنها هشدار می دهد. در مورد فرزند حضرت نوح (ع) خداوند به صراحت می فرماید: او از اهل تو نیست؛ زیرا به دلیل متأثر شدن از عوامل محیطی ناصالح، از مسیر صلاح و درستی خارج شده است.

    خداوند متعال به ستایش از جوانان «اصحاب کهف» می پردازد که با هجرت از محیط فاسد، خود را از عوامل محیطی ناسالم دور ساختند و ایمان خویش را حفظ کردند.

    می توان گفت: اقدام شجاعانه سحره فرعون در زیر پا گذاشتن موقعیت اجتماعی خود و ایمان آوردن به حضرت موسی(ع) الگوی توبه حقیقی برای دیگران می شود.

    به جهت اختصار چند نمونه از الگوهای قرآنی را ذکر می کنیم:

    * یوسف، قهرمان مقاومت در مقابل شهوت.

    * جوانان کهف، اسوه های مهاجرت در راه خدا برای رشد و هدایت.

    * اسماعیل، نماد تسلیم در مقابل فرمان خدا.

    * ابراهیم، الگوی فطرت جویی، عادت گریزی و بت شکنی.

    * نوح، الگوی پایداری و استقامت در تبلیغ دین.

    * ایّوب، قهرمان صبر و تحمّل در شداید روزگار.

    * داود جوان، نمونه شهامت و شجاعت در مبارزه با طاغوت.

    قرآن کریم در همه این موارد می فرماید: «اینان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتداکن»

    برترین الگوی تربیتی قرآن

    قرآن کریم پیامبر اسلام (ص) را سرمشق و الگوی مطلق در همه ابعاد زندگی برای همه خداجویان و کسانی که اعتقاد به رستاخیر دارند، معرفی می کند: «بی تردید، برای شما در همه ابعاد (چه در صبر و مقاومت و چه در دیگر اوصاف و افعال نیکو) اسوه و الگوی

    نمونه در (اقتدای به) رسول خدا(ص) است. برای آن که به ثواب خدا و روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا بسیار کند.»

    قرآن کریم پیامبر گرامی اسلام(ص) را به عنوان اسوه و الگوی تربیت مردم معرفی می کند و از او به عنوان صاحب «خُلق عظیم» یاد نموده است: «و تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری» در این که مقصود از «خلق عظیم» پیامبر اکرم(ص) چیست؟ اقوالی گفته شده است از جمله:

    الف) تو بر دین بزرگی هستی که دین اسلام است.

    ب) تو متخلّق به اخلاق اسلام و بر طبع بزرگی هستی و حقیقت اخلاق آن است که انسان نفس خود را به آن بیاراید.

    ج) خلق عظیم صبر بر حق و بخشش وسیع و تدبیر به اقتضای عقل است.

    د) عایشه گوید: اخلاق پیامبر متضمّن بود، آنچه که در ده آیه اول سوره مؤمنون آمده است و کسی را که خداوند ستایش کند بر این که اخلاق بزرگی دارد، دیگر بعد از آن ستایش، ستایشی نیست.

    هـ) خداوند خلق او را عظیم فرموده برای این که با اخلاقش با مردم معاشرت

    داشت و با قلبش جدا بود، پس ظاهرش با مردم باطنش با خدا بود.

    آری، پیامبر گرامی اسلام (ص) به سبب «خُلق عظیم» و «رحمة للعالمین» بودن، آینه مکارم اخلاقی برای همگان است، تا آنجا که بارها می فرمودند: «من فقط برای تکمیل و تمام کردن مکارم اخلاق مبعوث گشته ام.» و در آیه ذیل، خداوند در اوجی تماشایی، رسولش را به داشتن چشم محبت و رحمت و لطف همراه با شکیبایی با مؤمنان می ستاید و به حبیب مهربانش، حضرت محمد(ص)، مباهات می کند: بی تردید، پیامبری (حضرت محمد (ص)) از میان خودتان (از پیکره خودتان) به سوی شما آمده است که رنجهای شما بر او به غایت ناگوار است.

    0

    یکی از روشهای تربیت در قرآن کریم «مراقبه و محاسبه» است که علمای اخلاق و ارباب معرفت درباره این موضوع بسیار تأکید و توصیه فراوان نموده اند.

    معنای «مراقبه و محاسبه» مرحوم نراقی در «جامع السعادات» می نویسد: معنای «مراقبه» آن است که همیشه ملاحظه کند ظاهر و باطن خود را تا این که اقدام به

    معاصی نکند و واجبات از او ترک نشود تا این که در هنگام محاسبه ملامت و ندامت متوجه او نشود. و معنای «محاسبه»، این است: که انسان در هر شبانه روز وقتی را معین کند که به حساب نفس خویش برسد که چه اعمالی را انجام داده و طاعتها و گناهانش را موازنه و سنجش نماید و نفس خویش را سرزنش کند. اگر در طاعت الهی تقصیر نموده یا مرتکب معصیت شده، و شکر نماید خداوند را اگر واجبات را انجام داده و معصیتی از او صادر نشده و شکر زیادتری نماید، اگر موفق به بعضی اعمال خیر و مستحبی شده است.»

    انسان باید همواره در طول روز و تا هنگام استراحت شبانگاهی به کشیک نفس پرداخته و لحظه ای از آن غافل نباشد تا وسوسه های نفسانی و حالات شیطانی نتواند وی را از جاده حق و اعتدال خارج کرده و به سوی عمل و یا صفتی زشت سوق دهد و یا کار پسندیده را در نظرش به صورت دیگری جلوه دهد و یا با تنبلی و کسالت او را از اقدام و ادامه بر انجام آن منصرف کند.

    این قدم بسیار مهمی است که در آغاز، سخت و دشوار است، ولی به تدریج از دشواری آن کاسته و آسان خواهد شد.

    0

    چکيده

    در اين مقال، پس از بيان معناي لغوي و اصطلاحي «اصل» تربيتي، مجموعه اي از مهم ترين اصول تعليم و تربيت ديني را بررسي مي کنيم. اين اصول با بهره‏گيري از آيات قرآن کريم و روايات پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) استخراج و کاوش مي شوند.

    اصول تربيتي استخراج شده و معرفي شده عبارت اند از: جوان گرايي، تفرد، تفاوت هاي اجتماعي، خانواده گرايي، فطرت گرايي و گزيده محوري. برخي از اين اصول، مورد توجه عموم فيلسوفان و دانشمندان تعليم و تربيت بوده اند. اما در اينجا با استفاده از آيات و روايات، با نگاهي جديد به آنها پرداخته و يا جزئيات بيشتري از آن بحث مي شود. برخي ديگر نيز از ويژگي هاي نظام تعليم و تربيت اسلامي محسوب مي شوند و به طور خاص مورد توجه فيلسوفان مسلمان هستند.

    کليد واژه ها: تربيت، تربيت ديني، اصول تربيتي، اهل بيت(ع)، نظام تعليم و تربيت.

    مقدمه

    فعاليت هاي تربيتي، از جمله فعاليت هاي اساسي است که در حيات فردي و جمعي انسان، تأثيري انکارناپذير دارد. اين فعاليت ها براي تحقق اهداف مورد نظر، تابع اصل يا اصولي هستند. مشخص‏کردن اصول تربيت در هر حيطه (ديني، اجتماعي، اخلاقي، عقلاني و غيره) که باشد، از جمله اقدامات اساسي است که بايد قبل از هر فعاليت تربيتي انجام پذيرد. اين اصول از هر منبعي اخذ شون ـ فلسفه، دين، روان شناسي، جامعه شناسي و ساير رشته هاي معرفتي و علمي ـ بايد پاس داشته و به رعايت آنها اهتمام ورزيده شود؛ در غير اين صورت، جريان تربيت، در فرايند خود تا رسيدن به هدف نهايي دستخوش مخاطره خواهد شد.

    0

    يکي از محورهاي تربيتي، محتواي آن است که بايد به آن توجه کرد. محتواي تربيت است که به متربيان آموخته و از آنان خواسته مي شود ذهن و رفتار خود را با آن تطبيق دهند.

    در اسلام، دانش از ارزش وافري برخوردار است و بدين سبب بالبداهة عالِم و جاهل يکسان نيستند، بلکه خداوند مقام دانشمندان را به مراتب والاتر قرار داده است؛ اما اين سخن لزوماً به معناي شايستگيِ هر نوع علم براي تعليم و تعلم و يا جايگاه والاي هر فردِ دانش آموخته نيست.

    بنابر دستورهاي ديني، محدوده اي از علوم، خارج از دامنة تعليم و تعلمِ مجاز قرار دارد و نه تنها آموزش آنها رجحاني ندارد، بلکه ياد دادن و ياد گرفتن آنها نيز نهي شده است. به عنوان نمونه، از ميان دانش هاي ديني، موضوع «ذات باري تعالي» و از ميان علوم غير ديني، علم «سحر و جادو» در درون اين محدوده قرار دارند. از اين محدودة کوچک که بگذريم، پرسشي کلان مطرح است که آيا دستور اسلام به خوض در علوم و ايجاب آن به فراگيري دانش از هر فرد و هر جا توسط مسلمانان، جميع انواع دانش و معارف را دربرمي گيرد و يا منحصر به دانش هاي ديني است؟ به عبارت ديگر، آيا علم از مطلوبيت ذاتي برخوردار است و هر نوع دانشي که عنوان علم يافت، با ارزش تلقي مي شود، و يا گونة ويژه اي از دانش (دانش ديني) ارزشمند است؟ اين پرسشي است که بسياري از دانشمندان مسلمان به آن پرداخته و دربارة آن ديدگاه هايي اظهار داشته اند. به عنوان نمونه، شهيد مطهري از قايلان ديدگاه اول و امام خميني(ره) از معتقدان به ديدگاه دوم است.

    0
    بسم الله الرحمن الرحیم 
    1- فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن! 2- با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش! 3- بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند! 4- نماز را آنگونه که شایسته است بپادار! 5- اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن! 6- در مقابل پیشامدها شکیبا باش ! 7- از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش! 8- با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن! 9- در راه رفتن میانه رو باش! 10- بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو!

    11- از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس! 12- به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن! 13- سخن به اندازه بگو! 14- حق دیگران را به خوبی اداء کن! 15- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار! 16- به هنگام سختی دوست را آزمایش کن! 17- با سود و زیان دوست را امتحان کن! 18- با بدان و جاهلان همنشینی مکن! 19- با اندیشمندان و عالمان همراه باش! 20- در کسب و کار نیک جدّی باش!

    21- بر کوتاه فکران و ضعیفان اعتماد مکن! 22- با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن! 23- سخن سنجیده یهمراه با دلیل را بیان کن! 24- روزهای جوانی را غنیمت بدان! 25- هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش! 26- یاران و آشنایان را احترام کن! 27- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش! 28- وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار! 29- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار! 30- کمتر از درآمدی که داری خرج کن!

    31- در همه یامور میانه رو باش! 32- گذشت و جوانمردی را پیشه کن! 33- هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش! 34- در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار! 35- بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن! 36- هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن! 37- فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز! 38- سوارکاری و تیراندازی و. را فراگیر! 39- در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن! 40- با هر کس به اندازه یدرک او سخن بگو!

    41- به هنگام سخن متین و آرام باش! 42- به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده! 43- آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند! 44- هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده! 45- نا آموخته استادی مکن! 46- با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار! 47- چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش! 48- از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش! 49- هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده! 50- کار ناکرده را کرده خود مدان!

    51- کار امروز را به فردا مینداز! 52- با بزرگتر از خود مزاح مکن! 53- با بزرگان سخن طولانی مگو! 54- کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند! 55- محتاجان را از مال خود محروم مگردان! 56- دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن! 57- کار خوب دیگران را کار خود نشان مده! 58- مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده! 59- با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن! 60- هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن!

    0

    لقمان کيست؟

    اصليت لقمان حبشي بود که در روزگار داود پيغمبر (ع) مي زيست و بواسطه برخورداري از اخلاق و صفات نيک، عقل، تدبير، بيان شيرين و منطق محکم به نام لقمان حکيم معروف شد.

    از زندگي او اطلاعات دقيقي در اختيار نيست اما اين نکته محرز است که سخنان حکيمانه وي زينت بخش صفحات کتابهاي اخلاقي، تفاسير و تاريخ است.

    لقمان عمر طولاني داشت (از دويست تا 560 سال، و از هزار تا 3500 سال را نوشته اند) و با پيامبران بسيار ديدار کرده است. (المواعظ العدديه، ص142)

    به عقيده بعضي لقمان چند سال قبل از تأسيس حکومت حضرت داود(ع) و به نظر بعضي ده سال پس از حکومت داود متولد شد و عمر او تا عصر پيامبري حضرت يونس (ع) ادامه يافت، او در عصر نبوت و حکومت حضرت داود همراه آن حضرت به جنگ جالوت رفت و در کشتن جالوت که طاغوت آن عصر بود شرکت داشت.

    لقمان مدتي چوپان و برده قَيْن بن حسر (از ثروتمندان بني اسرائيل) بود، سپس بر اثر بروز حکمت هاي سرشار نظري و عملي از طرف ارباب خود آزاد شد.

    به نظر مي رسد لقمان بيشتر عمر خود را در خاورميانه، به ويژه در فلسطين و بيت المقدس گذرانده است و نقل شده که قبرش در اِيله (يکي از بندرهاي فلسطين) است.

    از ويژگي هاي لقمان اينکه مسافرت هاي بسيار داشت، با انسانهاي مختلف مانند پيامبران، علماء و فقهاء معاشرت داشت و بدليل عمر طولاني و حالت عبرت پذيري که داشت تجربيات بسيار آموخت.

    حکمت لقمان

    در آيه 12 سوره لقمان آمده است: «وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ؛ ما به لقمان حکمت داديم.» اين آيه نشان مي دهد خداوندي که حکيم مطلق است لقمان را از حکمت سرشار بهره مند و آن را تأييد کرده است.

    لقمان(ع) يک انسان پاک و مخلص و باصفا بود که و در صراط سير و سلوک و عرفان، زحمت ها کشيد و بواسطه مخالفت با هوس هاي نفساني و تحمل دشواري ها و رياضت و نفس کشي، از بديها دور و حکمت سرشاري در خود ايجاد کرد.

    0
    سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد. لقمان فرزندش ناتان را خطاب قرار داد و گفت: فرزندم همیشه شکر خدا را به جای آور، برای خدا شریک قائل مشو، زیرا مخلوقی ضعیف و محتاج را با خالقی عظیم و بی نیاز برابر نهادن، ظلمی بزرگ است. 

    فرزندم: 
    اگر عمل تو از خردی چون ذره ای از خردل در صخره های بلند کوه یا آسمانها و یا در قعر زمین مخفی باشد از نظر خدا پنهان نخواهد بود و در روز رستاخیز در حساب اعمال تو منظور خواهد شد و به پاداش و کیفر آن خواهی رسید. 

    فرزندم:
    نماز را به پای دار! تا ارتباط تو با خدا محکم گردد و از ارتکاب فحشا و منکر مصون باشی و چون به حد کمال رسیدی، دیگران را به معروف و تهذیب نفس و تزکیه روح دعوت و رهبری کن و در این راه در مقابل سختی ها، صبور و شکیبا باش. 

    فرزندم: 
    نسبت به مردم تکبر مکن و به دیگران فخر مفروش که خدا مردم خودخواه و متکبر را دوست ندارد. خود را در برابر ایشان زبون مساز که در تحقیرت خواهند کوشید، نه آنقدر شیرین باش که ترا بخورند و نه چندان تلخ باش که به دورت افکنند. 

    0

    آموزش جامعه ونقش خانواده ها در پیشگیری از آسیب های اجتماعی از طریق آموزش مهارتهای اساسی به خانواده ها وتأثیر این آموزشها در پیشگیری از وقوع جرائم در جامعه ورسیدن  به یک جامعه آرمانی

     چون ما تصمیم داریم که میزان تأثیر وآموزش خانواده هارا در پیشگیری از آسیب های اجتماعی بررسی نمائیم باید دید که چه مسائلی بعنوان آسیب اجتماعی محسوب می شوند زیرا اگر ما از وضعیت وکمیت وکیفیت آسیبهای اجتماعی آگاه باشیم بخوبی می توانیم هم در جهت مبارزه با این آسیبها وهم در پیشگیری از وقوع آنها در جامعه نقش بسزایی ایفا نمائیم، که من ذیلاً به چند نوع از آسیبهای اجتماعی اشاره می نمایم:

    1-   یکی از  آسیبهای اجتماعی که متأسفانه در جامعه ما وجود دارد وخیلی از جرائم در بین جوانان ناشی از همین پدیده شوم می باشد مسئله اعتیاد به مواد مخدر وتوزیع ونگهداری مواد مخدر می باشد که از لحاظ قانون هم جرم می باشند، اگر خانواده ها به آثار شوم اعتیاد فرزندان خود آگاه باشند، اگر خانواده ها به راههای مبتلا شدن جوانان به اعتیاد آگاه باشند اگر خانواده ها عوامل موثر در اعتیاد جوانان را بدانند واگر خانواده ها تأثیر گذاری توزیع کنندگان مواد مخدر در اعتیاد فرزندان خودرا بدانند آیا می توانند در مقابل سرنوشت عزیز ترین کسان خود بی تفاوت باشند وشاهد نابودی آنها باشند؟خیر

    2-   یکی دیگر از آسیبهای اجتماعی جامعه ایجاد اختلافات در بین زوجهای جوان ووقوع طلاقهای توافقی وبی رویه در جامعه است، که متأسفاه بعد از چند ماه از دوران زندگی مشترک زوجهای جوان اعلام می نمایند که بعلت عدم تفاهم وعدم درک متقابل همدیگر خودرا برای طلاق آماده نموده اند، اگر زوجین جوان در موقع ازدواج به ملاکهای واقعی واسلامی انتخاب همسر دقت نمایند وخانواده ها در این انتخابها جوانان خودرا یاری نمایند وملاکها ومصداقهای اسلامی وواقعی را که موجب تحکیم بنیان خانواده ها می باشد به آنها بشناسند که اهم این ملاکها شامل، داشتن ایمان،تقوا،حسن خلق،خوب وشایسته بودن،عفت وپاکدامنی،دارای اصالت خانوادگی خوب ومناسب،از لحاظ زندگی هم کف بودن فودارای سلامت جسم وروان می باشند، زوجهای جوان در موقع انتخاب همسر دچار مشکل نمی شوند وبعداز چند ماه نیز از زندگی سیر نمی شوند بلکه هر رز شادمانتر از روز قبل برای زندگی مشترک آماده می شوند ونیازی به طلاق پیدا نمی کنند

    اگر زوجین جوان ما عوامل موفقیت در ازدواج را که شامل ((حوصله وبردباری،صداقت،اخلاص،مهربانی،از خود گذشتگی،صمیمیت،اعتماد واطمینان فنظم وانضباط،همکاری در امورات خانواده))بشناسند زندگی آنها دچار شکل نخواهد شد وبا هم اختلاف پیدا نمی کنند

    0

    منظور از خانواده فاقد عيب و نقص نمي باشد، بلکه ممکن است اعضاي آن داراي مشکلات و موانعي هم باشند ليکن در شيوه مقابله با آنها روش منطقي اتخاذ مي کنند، در اين خانواده موقعيت و جايگاه هر يک از اعضاء داراي ويژگي هايي بدين شرح است:

    1- بينش تکاپوي

    يعني بينشي که فرد را بر مي انگيزد تا روابط زندگي را پديده اي بسته و جبري و گريز ناپذير نپندارند، اعضاي خانواده همديگر را ارزشمند مي دانند، به کرامت انساني همديگر احترام مي گذراند، عرصه زندگي را به نوآوري مي گشايند.

    2- تبادل عاطفي در برابر انجماد عاطفي

    اين خانواده عواطف خود را با شيوه ها ي قلبي، کلامي و عملي تبادل مي کنند، به قلب اجازه ورود احساسات منفي را نمي دهند. به وسيله زبان ابراز محبت مي کنند و از بذل عواطف خالصانه دريغ ندارند. زن و شوهر روحيه همسر خود را مي شناسند و محبت قلبي و کلامي را در عمل پياده مي کنند.

    3- مثبت گرايي

    از مهمترين ويژگي هاي خانواده متعادل، مثبت گرايي است. در اين خانواده زوجين، بيشتر زيبايي هايي همديگر را مي بينند. حتي المقدور از جنبه هاي منفي اغماض مي کنند، از هنر خوب ديدن برخوردارند، جنبه هاي خوب شخصيت همسر خود را تحسين و تأييد مي کنند، جنبه هاي روحي مشترک اعضا را شناسايي کرده وبه تقويت آنها مي پردازند.

    4- تفاهم بجاي تخاصم

    براي رسيدن به تفاهم به حقوق متقابل مي انديشيند، حضور ديگران و در خلوت و تنهايي حريم يکديگر را رعايت مي کنند، به سخنان هم با علاقه گوش مي دهند، از مقايسه همسر خود با ديگران بشدت پرهيز مي کنند، صداقت وراستي را هموراه در وجود خود تقويت مي کنند.